خدای من سلام...
آمده ام بگویم...بنویسم
از عروسکی که به سلیقه ی خودت ساختی...
چشمهایش را ساختی و به آن نگاه بخشیدی
دستهایش را ساختی و به آن گرما بخشیدی
لبهایش را ساختی و به آن کلام بخشیدی...
و قلب هایش
برچسب:
نویسنده: غزل توکلی


برچسب:
نویسنده: غزل توکلی



برچسب:
نویسنده: غزل توکلی
چشم ها را بستم
جور دیگر دیدم
جور دیگر خواندم
همه جا از گل نرگس پر بود
و نگاه خورشید
بوی عشق از همه جا می آمد
و خدا در همه جا پیدا بود...
چشم هارا که گشودم همه چیز
رنگ دیگر شده بود
انتظار
معنی زیبایی
برچسب:
نویسنده: غزل توکلی
عروسک دوستت دارم
که تو همرنگ گل هایی
دلت لبریز احساس و
به رنگ موج دریایی
غزل می بارد از چشمت
نگاهت حرف ها دارد
نگاهی خالق شعر و غزل،
بیت اهورایی
و در اعجاز تابستان،
پراز,بوی ب
برچسب:
نویسنده: غزل توکلی


برچسب:
نویسنده: غزل توکلی
گودال قتلگاه، پر از بوی سیب بود
تنهاتر از مسیح، کسی بر صلیب بود
سرها رسید از پی هم، مثل سیب سرخ
اول سری که رفت به کوفه، حبیب بود!
مولا نوشته بود: بیاای حبیب ما
تنها همین، چقدر پیامش غریب ب
برچسب:
نویسنده: غزل توکلی
من غلام نوکراتم عاشق کربلاتم تا آخرش باهاتم
تو همونی که میخوامی دلیل گریه هامی تا آخرش باهامی
عشق یعنی به تو رسیدن یعنی نفس کشیدن تو خاک سرزمینت
عشق یعنی تموم سالو همیشه بی قرارم برای, اربعینت,
برچسب:
نویسنده: غزل توکلی
ربیع, الاول، سومین ماه سال هجری قمری است.
ربیع از ماده «ربع» و معنای اصلی این ماده به عدد چهار بازمیگردد و عرب
به فصل بهار که یک چهارم سال است، ربیع گفته است.
از آنجا که ماه ربیع الاول
برچسب:
نویسنده: غزل توکلی